Part 11
-
تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 17:22
این پست برود بچسبد به بدبختى هایم داداشم رفته بیرون مثلا جشن پیروزى بگیره بعد من تو خونه دارم دینى میخونم :////// همه استورى گذاشتن جشن پیروزى اند بعد من دارم دینى میخونم :://// کاشکى دینى میخوندم دلم نمیسوخت اخه اونم نمیخونم بلکه زل میزنم به استورى یه مشت دانشجو عکاسى و هنر و اه افسوس میخورم که هی
Part 12
-
تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 17:22
+ اینا چیه - ا یعنى تا حالا ندیدى + گلابى جنگلى -:/ ناموسا - چرا دارى پس میکنى + باید پوس کند - مگه شما گلابى رو پوس میکنین + مگه شما پوس نمیکنین -:/ ^~^ مکالمه مزخرف مزخرفا مزخرف فکر کنم فقط میخواستم یه چیزى بگم ^~^ اندکى اعلام حضور
Part 10
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 2:39
تا امتحانا این مجبورم مجبور میفهمى نمیتونم وبلاگ رو بروز بنمایم البت شاید بیام وسطاش پس اگه این پست همینجورى موند حتى اگه راى نیاورد حمله نکنید به وبلاگم با تشکرات فروان مرسى اه
Part9
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 22:46
این چند روز اتفاق خاصى نیفتاد و این چیزیست بس عجیب هعىى براى اینکه بیست و پنج صدم به ادبیاتم اضافه کنه خودمو کشتم اخه ادبیات رو شدم هجده هفتادو پنج خوب خوب نخونده بود یعنى بیشتر رو ترجمه وقت گذاشتم بعد من کلا فارسیم اینا مزخرفه خب داشتم میگفتم بعد گف
Part 8
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 3:28
واى تولد بهار عالى بود بلاخره لباساى دخترونه ى اجق وجق نپوشیدم بلاخره و به کار مورد علاقم عکاسیم پرداختم واى اگه دوربین داشتم واى اگه دوربین داشتم خیلى خفن میشد باور کنید در فراق دوربین دارم جزغاله میشه خود خود جزغاله ها فردا اینجانب امتحان دفاعى نی
Part 7
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 21:37
فقط اومدم تولد امام زمان یا به عبارتى نیمه ى شعبان رو تبریک بنمایم ^~^ هیچ وقت هیچ وقت فکر نکنم دیگه پارک بانوین خیلى خیلى مزخرف بود رفتم اونجا به این نتیجه رسیدم کل روز رو دفاعى میخوندم سنگین تر بود :/
Part 6
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 0:22
تا الان اینقدر خار نشوده بودم تا الان انقدر احساس بد بودن بهم دست نداده بود تا الان احساس تنفر نسبت به خودم رو نداشتم تا الان جرئت اینو پیدا نکرده بودم برم اینستام و دیلیت اکانت کنم تمام عکاسى که با شوق گرفتم و پاک کنم عکسایى که لاقل به ارزوم که دست
Part 2
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
مگه میشه مگه داریم اینقدر زود تموم بشه نهههههه یعنى من الان ازاد بیدم یوهووووووهایووووووومدرسه اى که میخواستم قبول شدم و این یعنى اوج خوشبختى دقیقا اوج اوجشا ( امیدوارم همه دوستام هر جا میخوان قبول بشن :) اینجانب بعد از اینکه این ازموناى کوفت و زهر
Part 3
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
سلامى مجدد طور دیروز که گفتم داشمون رفته کنکور فوق بده اونجانب اومد خونه خیلى شیک مجلسى گفت سخت بوده اصلا نوع سوالا فرق میکردهاز این چرت و پرتا بعد میگفت فکر کنم فقط من اومده بودم کنکور بدم همه اطرافیام داشتن کیک و ساندیس میخوردن اصلا در حدى بود که ی
Part 4
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
یه حس فرا گنگى دارم مثل عدد منفیى که زیر رادیکاله به حدى از اعتماد به نفس رسیدم که یهو وسط زنگ تفریح میزنم زیر گریه ^~^ چرا هر کارى کنم بازم بده دنیا ^~^ تولد بهارو کجاى دلم بزارم به چه زبونى بگم من از لباساى دخترونه از لاکاى قرمز و صورتى و رقص ب
یک عدد غیر عادى
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
استفاده از پتو تو گرماى اردیبهشت براى خواب استفاده از سویشرت تو اردیبهشت و ابپز شدن چیز خیلى غیر عادیه نه ؟
Part 5
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
امروز امتحان ادبیات داشتم که خیلى شیک گند زدم میدونستم بد میدم خوب اخه بعد از ازمون ورودى ها واقعا حس درس خوندن رو ندارم و مطمئنن به ضررم تموم میشه حالا این دو امتحان گذشت اما قول میدم تو خرداد جبران کنم :) من ردیف اخر میشینم حالا ف.ه تو دستش تقلب نو
Minipart 1
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:59
اورى بادى لیسن اند ریپیت من خوشحالم من خوشحالم بععععع یعنى در این حد خوشحالم